تبليغاتX
لکنت سکوت - زمین گیر رفتن شده ام

لکنت سکوت

 

امروز آشیانه ویرانی را بر فراز درختی کهنسال دیدم ، منظره دلنوازی بود و قلبی را به یاد می آورد که کارش را به انجام رسانیده است

 

 

 

گذشت آنکه پیاله ای از نگاه من

حریق عطش هفت قبیله را فرو می کشت !

من در خاطرات دور خودم ته نشین شده ام

دیگر بیم هیچ حادثه ای

خواب مرا نمی آشوبد

نه بختک باد و نه رویای  باران

و نه حتی تلنگر نام تو !

بگذار راحتت کنم

بیهوده به رویاهایت دل مبند

من به آنجا باز نخواهم گشت

دیگر عرضی نیست .

+ نوشته شده در 1:33 توسط هیس...! |


يادگار دوست X

صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

خرداد 1387

دی 1386
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384



پيوندها

صاحب وبلاگ
لکنت سکوت


    تعداد بازديدها:

يادگار دوست